شناسه: 247289

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از محمدحسن نظر نژاد : عملیات والفجر یک در تاریخ 62/2/21 در ساعت 9 شب با رمز یا ا... یا ا... یا ا... آغاز شد . ما در ساعات اولیه ، خطوط دفاعی دشمن را که دو کانال و میدان مین به عرض 1500 متر بود شکستیم و خودمان را به ارتفاعات 106و112 نزدیک کردیم . و از طرف دیگر هم گردان الحدید به ارتفاعات 122 رسیدند و اول صبح بود که من با چند تن از مسؤلین تیپ امام صادق (ع) خودمان را آماده کردیم که با یک جیب به خط مقدم برسانیم و خط را تثبیت کنیم . وقتی از منطقه پیچ انگیزه به سمت ارتفاعات 112 در حرکت بودیم به کانال و میدان اولیه دشمن رسیدیم و از آن عبور کردیم . به طرف کانال دوم دشمن به سرعت پیش رفتیم که ناگهان متوجه یک موشک مالیوتکا شدیم که از سمت دشمن به طرف ما می آمد . من که رانندگی ماشین را به عهده داشتم . ماشین را به سرعت از جاده منحرف کردم که شاید موشک مالیوتکا به ماشین اصابت نکند . لیکن مقدرات الهی باعث شد که موشک به طور کامل به ماشین اصابت نکند ماشین ما روی چرخ حرکت می کرد و موشک از مقابل ماشین حرکت کرد و به زیر دیفرانسیل ماشین که تقریبا در عقب ماشین است اصابت کرد . در اینجا ماشین حدود 4 متر به سمت آسمان پرتاب شد در این موقع من متوجه شدم که روی زمین افتادم و کمرم بسیار درد می کند . بلند شدم و دیدم تکه های ماشین هر یک به طرفی پرتاب می شود . از میان ماشین تکه های پاره پاره شده برادرانی که با من بودند می دیدم که بر زمین می افتاد . این برادران عبارت بودند از : شهید ملک نژاد معاون طرح عملیات ، شهید مهدی قرس زر معاون خط و شهید دودمان مسؤل تخریب که این سه شهید در آن حادثه با من بودند و تنها باز مانده آنها من بودم . در این موقع بود که وجود برادران امداد گر را در کنار خود احساس می کردم و این برادران من را به بیمارستان صحرایی پشت جبهه انتقال دادند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه