توصیه های شهید
به روایت از صاحب جان بندش : یک دفعه فرزندم رضا که از جبهه به مرخصی آمده بود یک ترکش با خود آورده بود و می گفت : مادر جان رزمندگان با این ترکش ها به شهادت می رسند . وقتی ترکش به من هم خورد و به شهادت رسیدم یک بشقاب پر نقل می کنی و می بری بین مردم پخش می کنی و بگو خدایا تو این بچه را به من دادی و من او را در راه تو دادم . او را از من قبول کن و گفت اگر یک وقت شهید شدم گریه نکنی که دشمن شاد شود . بلکه شادی کن و بگو من خوشحالم که بچه ام را در این راه دادم .
ثبت دیدگاه