شناسه: 247477

پیش بینی شهادت

به روایت از حمیدرضا مهماندوست : آخرین شبی که ما با هم بودیم . برای عملیات آماده می شدیم بعد از شام نوحه سرای بود و بچه ها شور و حالی دیگری داشتند ، در همین حال برادر دژبان آمد و سفاش کرد که کسی متفرق نشود . ممکن است هر لحظه دستور حرکت برسد . نزدیکی های صبح بود که شنیدیم برادر دژبان راز و نیاز می کرد ، بعد از لحظاتی دستور حرکت رسید ایشان از من خدا حافظی کرد و گفت: مهماندوست ‍ من در این عملیات شهید می شوم واگر شهید شدم دوست دارم در مشهد بیایی و جلوی جنازه ام نوحه بخوانی. و همینطور هم شد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه