ناظر و شاهد ودن شهید بر امور
به روایت از ابراهیم دژبان : یک شب غلامرضا را خواب دیدم ،بسیار خوشحال بودو احوال پسرش را پرسید، گفتم: او خیلی پسر خوبی است .بعد من سؤال کردم که : مگر شما شهید نشده اید ؟گفت:من شهید شده ام اما همه شما را می بینم و شما هستید که مرا نمی بینید.
ثبت دیدگاه