شناسه: 248382

مظلومیت شهید

در همسایگی ما زنی بود که وقتی برادرم به جبهه می رفت، پشت سر ایشان حرف می زد و می گفت:"پسر حاجی رضا برای اینکه از پدرش پول بگیرد، به جبهه می رود." ما این حرفها را هیچ وقت به برادرم نگفتیم، تا اینکه یک روز خودش فهمید ولی ناراحت نشد وگفت:"اشکالی ندارد، خداوند انشا الله از گناه وتقصیر او بگذردو نیز او را بخشیدم."

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه