شناسه: 249119

عشق شهادت

به روایت از حسین جهان پور : من از آقای حیدری نژاد خاطره ای دارم که هیچگاه فراموش نمی کنم . در عملیات آزاد سازی خرمشهر در جایی به نام کوشک در حال پیش روی بودند . یک تعدادی از همرزمانشان شهید شدند . وقتی ایشان برگشتند چنان گریه می کردند که چرا شهید نشده اند که ما تعجب کردیم . می گفت : چرا من که روی جاده راه می رفتم شهید نشدم ؟ چرا به من نخورد اما بچه ها یکی یکی شهید شدند . پس حتماً من یک جای کارم اشکال دارد . باید بروم و خودم را اصلاح کنم . من به خود سازی نیاز دارم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه