توکل به خداوند
به روایت از حسین جهان پور : یک عده برای شناسایی رفته بودند و ما کاملاً مهیا شده بودیم تا آتش خمپاره را هدایت کنیم . ناگهان بی سیم اطلاع داد که ما درگیر شدیم و در کمین دشمن افتاده ایم و یک شهید دادیم ما از اینها گرا خواستیم . آقای حسینی گرا دادند و ما با تعجب دیدیم که اگر به آن عمل کنیم خیلی خطرناک است و درست آتش روی س خودشان می ریزیم . یک قبضه در اختیار آقای حسن حمامی و آقای حیدری نژاد بود . ما در حال بحث کردن بودیم که گلوله اول را با این گرایی که آقای حسینی داده کجا بزنیم ؟ من پیشنهاد کردم که به فاصله چند متر اختلاف گلوله اول را بزنیم تا هدف گلوله های بعدی را به وسیله پاسخ آنها تعیین کنیم . بعد از شلیک اولین گلوله هنوز پاسخ آنها را دریافت نکرده بودیم که آقای حیدری نژاد گفت : الله اکبر و گلوله را انداخت توی قبضه دوم . من اعتراض کردم و گفتم ما هنوز گرا نگرفتیم ! که بی سیم خبر داد خیلی خوب بود بزنید . با 5 متر کمتر . گفتم : کدام گلوله اولی یا دومی ؟ گفتند فرقی نمی کنند . تاکنون سابقه نداشت که دوتا قبضه اینقدر با هم هماهنگ و دقیق بزنند . یعنی جزء محالات بود . من معتقدم چیزی غیر از معجزه نبود ! بعد از آن شروع کردیم به شلیک با اختلاف 5 یا 10 متر چپ و راست را زدیم . بعد از حدود صد تا آتش که با قبضه انجام شد ، خمپاره قنداقش شکست و از رده خارج شد . بنده هم رفتم منطقه تا ببینم چه خبر شده . چون عملاًدیگر کار من تمام شده بود . و خاتمه آتش اعلام شده بود . از نیروهایی که برمی گشتند سوال کردم که چه خبر ؟ گفتند : اتفاقاً چهل تن از تخریب چی ها هم بدون اطلاع ما جهت توجیه خودشان داخل کانال رفته بودند . منطقه کانال قبلاً لو رفته بوده و عراقیها کمین کرده بودند نیروهای ما در کمین آنها بوده اند . یکی از عراقیها نا خواسته تیر اندازی می کند و از صدای تیر اندازی نیروهای ما خود را در کنار کانال روی زمین می کشانند و با همان تیر اول یکی از نیروها شهید می شود که در واقع هم او راه بلد منطقه بوده است . در واقع نیروهای ما دردو طرف کانال خوابیده بودند و از ما تقاضای آتش داشتند آنها می گفتند : گلوله اول شما که به سمت چپ خورد نیروهای عراقی همه به سمت راست کانال امدند و گلوله دوم شما که سمت راست خورد همه عراقیها توی کانال آمدند . گلوله های بعدی شما هم روی کانال می خورد . یکی از دیده بانها می گفت : من به جرأت می توانم بگویم که حتی یکی از گلوله های شما به خطا نرفت و همه نیروهای عراقی را تارو مار کردید . این وقایع چیزی بود که ما به عینه مشاهده کردیم و همانجا به ما ثابت شد " وَمارَمَیٌتُ اِذٌ رَمیت " این جا مصداق پیدا کرده است .
ثبت دیدگاه