شناسه: 249926

خاطرات سیاسی

به ورایت از سید ابراهیم حسینی : به یاد دارم زمانی که برگه ی اعزام به سربازی فرزندم سیداسماعیل آمد ایشان گفتند : من به سربازی نمی روم چون این رژیم شاه خائن است و به مردم مظلوم ظلم می کند تا اینکه در تاریخ 54/7/24 در مراسم عقدش ماموران شاه آمدند و او را دستگیر کردند و به فریمان بردند. ما خیلی ناراحت شدیم که بعد از چند روز ایشان به همراه چند نفر دیگر فرار کرده بودند و به خانه آمد . این گذشت که دوباره بعد از مدتی مامورین او را در حرم امام رضا (ع) شناسایی کرده بودند و می خواستند او را دستگیر کنند ولی ایشان موفق شده بود که فرار کند . مامورین رژیم شاه خیلی ما را تهدید می کردند که ما ایشان را تحویل دهیم وقتی بنده از سیداسماعیل علت نرفتن به سربازی اش را پرسیدم در جوابم گفت : من مقلّد آقا خمینی (ره) هستم و چون شاه آقای خمینی را از کشور بیرون کرده است و نیز روحانیون را شکنجه و آزار می دهد محال است که برای این رژیم خدمت کنم و به سربازی بروم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه