آخرین وداع خانواده
به روایت از فاطمه حسین زاده : یادم هست دفعه ی آخری که علی اکبر به مرخصی آمده بود چند روز این جا ماند و موقع رفتن به من گفت: این دفعه من می روم و چند روز دیگر عملیات است اگر بعد از این هفته تماس گرفتم که هیچ و اگر تماس نگرفتم بدان که شهید شده ام و همان طور که گفته بود بعد از یک هفته آقای مدنی که معلمشان بود به خانه ی ما آمد و خبر شهادت ایشان را به ما داد وقتی برای بازدید جنازه رفتیم دیدیم که ترکش از پشت سرش خورده بود و در اثر همان ترکش شهید شده بود.
ثبت دیدگاه