شناسه: 250017

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

به روایت از فاطمه حسین زاده : قبل از به شهادت رسیدن علی اکبر مدتی بود که از او خبری نداشتیم تا این که یک شب در خواب بیرون از خانه بودم که یک دفعه متوجه نوری که از پشت تپه های جلوی خانه می آمد شدم کمی جلوتر رفتم تا علت نور را پیدا کنم که متوجه شدم نور از یک انسان است که از تپه بالا آمد کمی که دقت کردم دیدم که آن نور از برادرم علی اکبر است که متساعد می شود او را صدا زدم و گفتم: علی اکبر شما هستید. جلو آمد و گفت بله. با هم صحبت کردیم و او احوال من و پدر و مادرم را پرسید به او گفتم چرا این قدر نورانی شده ای گفت به خاطر درجه ای که تازگی خدا به من عطا فرموده است در همین حین از خواب بیدار شدم و طولی نکشید که خبر شهادت او را آقای مدنی که معلم ایشان بود برای ما آورد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه