شناسه: 250260

لحظه و نحوه شهلادت

یکى از دوستان عباس آقا برادرم خاطره‏اى را اینگونه نقل مى‏کرد: آن شب از شدت گرما بچه‏ ها کلافه شده بودند عباس به خاطر آنکه نیروها راحت استراحت کنند با مقوایى بچه‏ ها را باد مى‏زد هرچه به ایشان اصرار کردیم تا خودش هم استراحت کند قبول نکرد و گفت این آخرین شبى است که کنار شما هستم صبح هم یکى از بچه‏ ها گفت که دیشب خواب دیدم در یک باغ بزرگى هستیم و مى‏گویند این باغ متعلق به یکى از بچه‏ هاى این سنگر است به هر حال آن روز عباس غسل شهادت کرد و ما هم به تبعیت از ایشان غسل شهادت کردیم ظهر هنگام اذان هنگامیکه پست نگهبانى را عباس تحویل گرفت بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل گشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه