شناسه: 250901

توجه به خانواده

به روایت از طوبی چمبری : شب قبل از عملیت بود که همسرم حسین به ما زنگ زد و گفت : فرمانده می خواست به من مرخصی بدهد که من قبول نکردم و گفتم : همین عملیات را شرکت کنم می روم . چون نتوانستم بیایم زنگ زدم تا احوالتان را بپرسم و بعد خداحافظی کرد و به آرزویش که شهادت بود نائل گردید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه