خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی حسن جمشیدی: یادم هست زمانی که فرزندم رضا جمشیدی در جبهه بود و آن موقع عملیاتی در پیش بود . من خواب دیدم که او به خانه آمد و در حالی که روبه روی من بود و فاصله ی بین ما بیش از چند متر بود هر چه سعی می کردم به او برسم نمی توانستم و او به من نگاه می کرد و لبخند می زد . ناگهان متوجه شدم او در همان حالت از من دور می شود . آن قدر دور شد که دیگر او را ندیدم . از خواب بیدار شدم و خیلی پریشان بودم . روز بعد به تمام مساجد سر زدم تا از او خبری بگیرم و آنها اعلام کردند که عملیات است . چند روز گذشت و عاقبت خبر آوردند که او به شهادت رسیده است و جنازه اش مفقود است .
ثبت دیدگاه