خاطرات نحوه مجروحيت
راوی گوهر قاسمی: شوهرم در منطقه جنگی زیاد حضور داشتند دوستانش می گفتند او فرمانده است در عملیات والفجر 4 در منطقه ی پنجوین عراق مجروح می شود بعد از مدتی بستری شدند در اهواز و اصفهان سرانجام او را به بیمارستان در مشهد منتقل کردند مدتی در بیمارستان به او خدمت کردم و شبها با او بودم یک روز گفت: همسرم بچه ها تنها هستند شما امشب را با آنان باش من هم دیدم مادر شوهرم و برادر شوهرم آنجا هستند آنشب را به خانه رفتم صبح زود بعد از نماز مقداری گوش آبپز کردم و آب آنرا برای شوهرم بردم وقتی رسیدم دیدم به شهادت رسیده است.
ثبت دیدگاه