خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی غلام محمدی:: شب خواب دیدم که احمد می خواهد به مکه برود و عده بسیاری اطرافشان جمع شده بودند من نیز به همراه دو نفر دیگر از دوستان به استقبالشان آمده بودیم .احمد در هنگام رفتن به ما گفت : چرا شما همراه من به مکه نمی آیید که من گفتم: نه احمد جان من اینجا کار دارم تو برو و ما را هم دعا کن . چند قدمی که دورتر شد خانواده اش عوض اینکه خوشحال باشند گریه می کردند و من این سئوال برایم پیش آمده بود که چرا اینها ناراحتند که من متوجه شدم خواب می بینم بعد از یک هفته خبر شهادت احمد رسید .
ثبت دیدگاه