شناسه: 251592

ناظر و شاهد بودن شهيد برامور

راوی مهدیه جلال پور: یک روز از مقابل بنیاد شهید عبور می کردم. پرده ای دیدم که در مورد مسابقه نویسی اعلام کرده بود. چند روز بعد با بنیاد تماس گرفتم. گفتند: امروز آخرین مهلت آن است . مطلبی را قبلاً در روزنامه نوشته بودم آنرا همراه با عکس از برادرم به مسابقه ارسال کردم . مدتی بعد با بنیاد شهید در مورد نتایج مسابقه تماس گرفتم. گفتند: شما جزء برندگان نیستید. خیلی دل شکسته شدم. چند شب بعد در خواب دیدم که به زیارتگاهی رفتم. تعدادی بچه های در اطراف آن بودند که از شاگردان خودم بودند . متوجه شدم که قبر حضرت رقیه است برادرم را دیدم در آنجا که به من می گفت: حالا راضی شدی صبح روز بعد که سرکار بودم مادرم به من تلفن زد و گفت: از بنیاد شهید تماس گرفته اند و گفته اند که برنده شده ای به بنیاد شهید تهران تماس گرفتم و آنها گفتند: که سوریه برنده شده اید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه