تلاش و پشتکار
راوی حسین جعفری: به خاطر دارم من و برادرم حسن کار بنایی می کردیم یک روز استاد کارمان به ما گفت این خاکها را چه کسی مایل است بیرون ببرد تقریباً 5، 6 ماشین خاک بود من و دوستانم کنار کشیدیم که یک دفعه برادرم حسن جعفری گفت من این کار را انجام می دهم و همش پانصد تومان مزد می گیرم هر چه به ایشان گفتم حسن جان نمی توانی این همه خاک را بیرون ببری قبول نکرد گفت: تا صبح این خاکها را می برم من و دوستانم به خانه هایمان رفتیم و صبح که به محل کارمان آمدیم دیدیم که ایشان نیست و تمامی خاکها را بیرون برده است حتی کف آن خاکها را هم جارو زده است.
ثبت دیدگاه