شناسه: 252043

تعاون و همکاري

راوی محمد کاظم جانثار: یکی از دوستان پدرم غلامحسین جان‌نثار خاطره‌ای از ایشان را اینگونه برایم نقل می‌کند. گفت: من به همراه دوستم غلامحسین جان‌نثار در منطقه‌‌ی هورالعظیم در جنوب غرب کشور حضور داشتیم. یادم هست آن زمان ما برای تدارک عملیات خیبر فعالیت می‌کردیم.ما هیچ‌گونه امکانات بهداشتی نداشتیم و شرایط خیلی سخت بود. و یکی از ضروری‌ترین امکانات آنجا حمام بود. روزی دیدم ایشان در حال ساختن حمام صحرایی است. و با چند تکه لوله و تانکر حمام را ساخت که تمام بچه‌ها از آن استقبال کردند و خیلی خوشحال شدند. و هیچ موقع این خاطره از ذهنم خارج نمی‌شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه