عشق به ائمه اطهار
راوی رضا تمیز: شبی خواب دیم که در یک صحنة جنگ هستم و به من گفت: بر خیز و برو در جنگ شرکت کن به نظرم آمد آن شخص امام سجاد (ع) بودند و ناگهان متوجه یک سر شدم که از بدن جدا شده بود و احساس کردم آن سر سرور آزادگان حسین بن علی (ع) است. گفتند: آن سر را دفن کن و در حال کندن زمین متوجه شدم آن سر به یک گل زرد تبدیل شد و من آن گل را دفن کردم در این خواب برای من محو و آشکار شد که تا آخرین قطرة خونم باید از امام زمان(عج) و نائب به حقش دفاع نمایم و من شهید خواهم شد و بر نخواهم گشت.
ثبت دیدگاه