تعاون و همکاری
به روایت از محبوبه پور محمدی : علی هر موقع که جهاد نیرو برای جمع کردن و درو نیاز داشت می رفت و روزهای جمعه را به این کار اختصاص داده بود. یک سری که برای درو نخود رفته بود، وقتی که برگشت به او گفتم : حالا واجب کرده اند که توهفته ای یک بار بروی ؟ گفت امروز که در حال درو نخود بودیم . به خدا که هر خاری به دست آدم می خورد یک ذره از گناهش می ریخت خصوصا اینکه برای جهاد و مردم کار می کنم ما برای همین مستضعف ها انقلاب کردیم، حالا بیائیم بنشینیم و بگوییم به ما چه مربوط است. یادت هست موقعی که انقلاب کردیم داخل شهرمان نان کم بود چقدر از روستا برایمان نان آوردند. گفتم خوب نان آوردند دستشان درد نکند ماهم تلافی برایشان نان می بریم. گفت : آنها احتیج به نان شما ندارند . واقعا اگر راست می گویی یک هفته بیا و کمک کن .
ثبت دیدگاه