پیش بینی شهادت
به روایت از معصومه پوررحمانی : یادم هست وقتی پدرم به مرخصی آمده بود یک روز که از خرید آمد دیدم چندتا گلدان گرفته است و یک کارتن قند و یک کیسه برنج هم گرفته بود انگار خبر داشت که این بار به جبهه برود دیگر بر نمی گردد و به شهادت می رسد و این اجناس را گرفته بود تا ما به زحمت نیافتیم و همه چیز حاضر باشد چون که برادری هم نداشت که این کارها را برایش انجام دهد.
ثبت دیدگاه