شناسه: 253344

بدون عنوان

خاطره ای از اولین روز حرکت به جبهه از زبان شهید روز 61/10/6 از خانه حرکت کردم و یکی از رفقایم هم با من بود.حرکت کردم به طرف مسجد روستای محل در آنجا مصیبتی خوانده شد و بعد به طرف جاده حرکت کردیم به جاده که رسیدیم همگی با یکدیگر خداحافظی کردیم و از زیر قرآن رد شدیم و سوار ماشین شدیم بعد به طرف بخش حرکت کردیم تا ساعت 2 بعد از ظهر در ریوش ماندیم از ساعت 2 برادران ریوش ما را

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه