شناسه: 253747

گذشت و اغماض

به روایت از فتطمه نخعی : یادم هست یک دفعه که فرزندم محمد حسین بیژه به جبهه رفته بود با ما تماس گرفت و گفت چند روز دیگر مرخصی گرفته و به خانه می آیم. چند روز از تلفن ایشان گذشت و از او خبری نشد تا این که یکی از دوستانش به منزل ما آمد و گفت: روزی که محمدحسین قصد داشت به مرخصی بیاید من هم همرزمان با او به دفتر فرماندهی رفتم تا مرخصی بگیرم در آن جا با مرخصی محمدحسین موافقت شد و به من مرخصی ندادند او بخاطر این که من زن و بچه داشتم از آمدن به مرخصی منصرف شد و به من گفت شما به مرخضی برو وقتی که برگشتی من می روم. و در ادامه گفت: به پدر و مادرم سلام مرا برسان و بگو تا چند وقت دیگر به خانه می آیم. اتفاقا در همان روزها عملیاتی شد و محمد حسن در طی همان عملیات به شهادت رسید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه