شناسه: 254330

خواب ورویای دیگران در مورد شهید

به روایت از علی اکبر بلغان آبادی : شبی در خواب دیدم که به زیارت شاهزاده حسین اصغر رفتم' در آنجا یک اتاق بزرگی بود که درداخل اتاق پر ازجنازه بود که هیچکدام آنها سردربردن نداشتند. یک پیرزن را دیدم که یک عصا در دست دارد و نگهبانی آنها را می دهد. به او گفتم : اینها جنازه چه کسانی هستند ؟ اشاره کرد آن طرف. به آنجا رفتم و روی اولین نفر را که کنار زدم عبدالرسول را دیدم که سر دربدن دارد ول یک دست و پا ندارد. گفتم : کدام از خدا بی خبر این کار رابا شما انجام داده که از خواب بیدار شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه