شناسه: 254898

محبت و مهربانی

به روایت از علی محمد بایسته : وقتی که برادرم فیض محمد بایسته به جبهه رفت درست در آخرین مرخصی که آمده بود نامه ای نوشت که در آن وصیت نامه اش را در آن قرار داده بود، و در آن نوشته بود که وقتی من شهید شدم و مرا تشیع کردید خواهرم را همراه خود نیاورید چون او کوچک است و این مسئله تاثیر زیادی بر روی او خواهد داشت. یادم هست در روز تشیع جنازه او وقتی جنازه را به بهشت رضا بردیم خواهرم گم شد و هنگامی که مراسم خاک سپاری تمام شد او را پیدا کردیم که در گوشه ای خوابیده بود و خواسته شهید اینگونه عملی شده بود که این بچه در گوشه ای بخوابد و شاهد آن صحنه نباشد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه