امر به معروف و نهی از منکر
راوی : طاهره باقری تشکری : یکروز که مدرسه ها تعطیل شده بود عباس دست مرا گرفته بود و به خانه می برد بچه های مدرسه در خیابان پاکتهای شیر و آب میوه مصرف نشده را که بعنوان تغذیه به آنها داده بودند زیر پاهایشان می ترکاندند عباس از اینکار بچه ها ناراحت شد و شروع کرد به نصیحت کردن بچه ها وگفتند: که اگر اینها رانمی خورید اسراف نکنید اینها را توی دست و پا نریزید ومیوه هارا له نکنید به کسانی بدهید که نیاز دارند .
ثبت دیدگاه