عشق به جهاد
به روایت از فاطمه ایزدی : یکبار که رضا به مرخصی آمده بود ، گفتم : مادر پایت تیر خورده دستهای تو ترکش خورده بس است .دیگر به جبهه نرو.گفت : می روم .گفتم : التماس می کنم ، یک پسر که بیشتر ندارم نرو. گفت : اگر می خواهی در پیش حضرت زهرا (س ) رو سفید باشی بگو برو. من هم به او اعتراض نکردم واجازه رفتن به او دادم .
ثبت دیدگاه