خواب ورویای دیگران در مورد شهید
به روایت از خان محمد ایزانلو : یکی از دوستان محمد خوابی را که درباره ایشان دیده بود این گونه نقل می کرد: خواب دیدم محمد ایزانلو یک گلی در دست دارد که مثل آن را تا کنون اصلاً ندیده بودم. به محمد گفتم : یک شاخه از این گل ها را به من بده تا در خانه ام بکارم . محمد گفت : من این گل ها را به شما نمی دهم شما احترام گل های ما را نمی توانید نگهدارید. هر کاری کردم از آن گل ها به من نداد.
ثبت دیدگاه