آخرین وداع با خانواده
. رسول دفعه آخر که می خواست به جبهه برود، در یک روز چند بار به خانه ام آمد و اصلاً آرام و قرار نداشت، مثل اینکه چیزی را گم کرده است. چندین بار با من در همان روز خداحافظی کرد و اشک ازچشمانش سرازیر شد، فهمیدم که این آخرین دیدار من با برادرم است مثل اینکه می خواست حرفی بزند ولی هیچ چیز نگفت.
ثبت دیدگاه