خواب و رویای دیگران در مورد شهید
یک شب خواب دیدم که بر مزار شهدا رفتهام و وارد باغ بزرگى شدم که بسیار زیبا و پر درخت بود و یک نفر مشغول کار است جلو رفتم و سلام کردم او خوش آمد گفت بعد پرسیدم این باغ و ساختمان از کیست؟ گفت مال غلامعلى انورى است گفتم اینها را غلامعلى انورى مىخواهد چکار کند او که در شهر و روستا خانه دارد چرا اینجا خانه درست کرده چرا این قدر بزرگ خانه درست کرده گفتم این خانه براى خودش است و مابقى براى اقوام اوست گفتم خودش کجاست؟ گفت: در آخر باغ رفتم آخر باغ او را دیدم که ناگهان از خواب بیدار شدم.
ثبت دیدگاه