همت در رفع مشکل ديگران
راوی معصومه امیر عباسی: یادم می آید، اول ازدواجمان برای ما یک مشکلی پیش آمده بود که به ده هزار تومان پول نیاز داشتیم. وقتی ابراهیم متوجه شده بود، ظاهراً مبلغ ده هزار تومان وام گرفته بود و بدون اینکه ما بفهمیم آورده بود و در گچ بری اتاق گذاشته و رفته بود. وقتی همسرم به خانه آمد، چشمش افتاده بود به آن پول. از من سؤال کرد که این ده هزار تومان از کجا آمده است؟ گفتم: نمی دانم شاید ابراهیم آورده باشد، چون امروز به خانه ما آمده بود.
ثبت دیدگاه