عشق به جهاد
راوی محمد رجب پور: از طریق دوستان به ما خبر دادند خانواده ابراهیم امیرعباسی مریض هستند و با مشکل رو برو شده اند. به او بگویید هر جه سریع تر خوش را به مشهد برساند. در جلسه خصوصی که با ابراهیم در خانه اش داشتیم، یکی دو ساعتی با هم صحبت کردیم. اما موفق نشدم او را قانع کنم تا به مشهد برگرد ابراهیم پاسداری از ارزشها و نیز داشنن مسولیت در جبهه را به برگشتن به پشت جبهه ترجیح داد و گفت: ما اول باید مسئولیتی را که بر عهده داریم به نحو احسن انجام دهیم. الان باید تمام هم م غممان جبهه و منطقه عملیاتی باشد، سپس خانواده و دیگران. آن زمان کردستان احتیاج مبرمی به نیروهای رسمی داشت و دوستان خیلی کم به آنجا می رفتند و اکثرا به جبهه های جنوب می رفتند و به دلیل حساسیت و ظرافت کار و خطر بیشتر کمتر به کردستان می آمدند و چون ابراهیم نیاز بیشتری را در اینجا احساس می کرد به همین دلیل در منطقه ماند و به پشت جبهه نیامد.
ثبت دیدگاه