ایثار و فداکاری
به روایت از مجتبی امانی : یکی از همرزمان برادرم محسن، به نام آقای عقیمی در مورد از خودگذشتگی محسن اینگونه می گفت: در عملیات رمضان بود که شهید مجروح شد و با همین حالت مجروحیت تا آخرین لحظه جنگید، در این عملیات بود که من هم مجروح شدم و توان راه رفتن را نداشتم که شهید آمد و من را 3 کیلومتر به پشتش گرفت در حالی که خودش نیز مجروح بود ولی با این وجود او من را می کشید و به عقب می آورد به او گفتم: من خودم را می آورم، اما شهید در جوابم گفت: من که خودم به عقب برمی گردم پس باید تو را هم به عقب بیاورم و اینگونه بود که ایشان مرا از مرگ نجات داد.
ثبت دیدگاه