خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2
به روایت از مجتبی امانی : بعد از شهادت برادرم محسن که بعنوان شهید مفقود الاثری معرفی شده بود، یک شب خواب دیدم که شهید می گفت : از من عکس گرفتند همان لحظه ای که من شهید شدم و همانجا که دلم می خواست دفنم کردند، در حالی که چفیه هم دور گردنش انداخته بود، ایشان کروکی محل شهادتش را برایم کشید و رفت، فردای آنروز که از خواب بیدار شدم، به منطقه رفتم ولی پیدایش نکردم تا اینکه تقریباً 2 ماه از قضیه گذشت که از بغداد عکسی برای ما آوردند، که الان هم همان عکس در آلبوم هست، عکسی که از برادر شهیدم آورده بودند از همان لحظه شهادتش بود و درست شبیه همان خوابی که دیده بودم همان حالت را داشت که در واقعیت دیدم.
ثبت دیدگاه