شجاعت و شهامت
به روایت از مجتبی امانی : در منطقه هورالهویزه در عملیات خیبر دشمن به ما پاتک زده بود برادر امانی پشت سر ما ایستاده بود وباشجاعت تمام به سمت دشمن تیراندازی می کرد وا… اکبر می گفت . ما وقتی شجاعت اورا مشاهده کردیم روحیه می گرفتیم برادر امانی درحال تیراندازی به سمت دشمن بود که ناگهان خمپاره ای به زمین خورد و گرد و خاک عجیبی برپا شد وقتی گرد و غبار تمام شد مشاهده کردیم که ترکشی به گلوی محسن اصابت کرده ودر همان لحظه جان به جان آفرین تسلیم نمود به فیض شهادت نائل شد.
ثبت دیدگاه