خواب و رویای شهید
به روایت از مجتبی امانی : خرین باری که می خواست به منطقه برود همان شب خواب دیده بودکه با تعدادی از دوستانش درحرم امام حسین (ع) یا حضرت ابوالفضل (ع) مشغول زیارت هستند وزیارت می کنند . ایشان بعد ا ززیارت متوجه می شوند که درب بسته است و یک نفر هم کنار درب ایستاده است از دوستانش خبری نیست از آن فردی که در حرم ایستاده سوال می کند دوستانم کجا رفته اند ؟ آن فرد که گویا خادم حرم بوده است می گوید دوستان شما رفته اند وشما باید اینجا بمانید بعد از دین خواب محسن به مادرش گفته بود : مادرجان من شهید می شوم .
ثبت دیدگاه