محبوبيت شهيد نزد ديگران
راوی ما شا الله زمانیان: روز قبل از تشییع جنازه آقا مصطفی همسر ایشان به من گفت : بیائید از دو مرتبه برویم پیکر مصطفی را ببینیم چون فردا شلوغ خواهد بود و نخواهیم توانست اورا ببینیم - صبح روز بعد قرار بود آقا مصطفی و هفتادویک شهید دیگر را با هم تشییع جنازه کنند - بعدازظهر با همسرشان به سردخانه ی بیمارستان قائم که شهدا آنجا بودندرفنتیم . به شخصی که دم سرد خانه بود گفتیم : می خواهیم جنازه شهید اکرمی را ببینیم . گفت : شما چه نسبتی با ایشان دارید ؟ جواب دادم : مادرش هستم . گفت : مادر پسر شما مگر چه کار کرده است ؟ با خودم گفتم: مگر پسر من چه کار کرده است . پرسیدم : برای چه ؟ جواب داد : از صبح چند بار از سپاه آمده اند و جنازه ایشان را از سرد خانه بیرون برده و آنجا زیر ایوان گذاشتند و عزاداری و نوحه سرایی کرده اند . گفت : شما بروید زیر ایوان الان جنازه را می آوریم . به زیر ایوان رفتیم . جنازه ایشان را آوردند و با جنازه آقا مصطفی وداع کردیم .
ثبت دیدگاه