ذکر و ياد خدا
راوی ما شا الله زمانیان: نیمه های یک شب از خواب بیدار شدم . از پله ها پایین می آمدم که صدای العفو العفو شنیدم .ایستادم و دقت کردم و دیدم که صدای مصطفی است که به مسجد رفته و گریه و زاری می کند . به قدری گریه می کرد و با خدا راز و نیاز می کرد که به من حالت خاصی دست داد . دست هایم را بالا بردم و گفتم : خدایا این چه فرزندی است که به من دادی ، هیچ کس ا ز دست او شکوه و شکایتی ندارد . مشکلات همه را رفع می کند .
ثبت دیدگاه