خاطره شماره 28 - شهید محمدجمعه اکرامی
او قبل از اینکه به جبهه برود همه اقوام را دعوت کرد ودر آن جلسه از همه اقوام و دوستان حلالیت طلبید و گفتند : چون من در موقع دامادی بچه هایم نیستم که در شادی آنها شریک شوم بنابراین فرصت را غنیمت می شمارم و ازشما می خواهم که در شادی آنها شریک شوید واز همه خداحافظی کرد . بعد از چند روز که به جبهه رفته بود زنگ زد و باخانواده صحبت نمود و از همه ی آنها حلالیت طلبید واین جمله او را هیچ وقت فراموش نمی کنم : اینجا میدان خون و شهادت است همه جا صدای توپ و خمپاره به گوش می رسد . مرا حلال کنید اگر کوتاهی در حق کسی کرده ام به خاطر خدا هم که شده مرا ببخشد .
ثبت دیدگاه