خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2
به روایت از عزیزالله اشرفی پور : یک شب خواب دیدم فرزندم احمد در یک محیط بسیار وسیعی است و همان لباس سبزی که با آن به جبهه رفته بود تنش بود و به من می گوید : پدر جان شما چرا با گریه کردن خود من را اذیت می کنید مگر من به شما سفارش نکرده بودم که اگر شهید شدم در فراقم گریه نکنید . شما چرا ناشکری می کنید و همین را گفت و رفت .
ثبت دیدگاه