شناسه: 257120

عشق به جهاد 1

به روایت از فاطمه حدادزاده : فرزندم مهدی به مرخصی آمده بود که رادیو مارش عملیات را پخش می کرد . با شنیدن مارش عملیات دیدم اشک های فرزندم جاری شد و از ناراحتی زانوی غم بغل کرد . پرسیدم چرا گریه می کنی ؟ در جوابم گفت : مادر من لیاقت شرکت در عملیات را نداشتم . به محض اینکه من به مرخصی آمدم عملیات شروع شد . من گفتم : مادر جان با این عملیات که جنگ تمام نمی شود . خاطر جمع باش هنوز جنگ ادامه دارد و تو نیز در عملیاتهای آینده شرکت خواهی کرد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه