پیش بینی شهادت
روایت از گلابتین علی نیا : وقتی برای بار آخر می خواست به جبهه برود گفت: " من این دفعه بر نمی گردم! " بعد از مدتی ?ه به جبهه رفت من او در خواب دیدم، ?ه به دنبال او می رفتم او به من گفت:" خواهر جان برگرد، تو نمی توانی با من بیایی." من را تا روستا آورد و گفت:" من عازم ?ربلاء هستم و تو با من نیا، من باید تنها بروم."
ثبت دیدگاه