شناسه: 257968

امدادهاي غيبي

راوی فاطمه احمدی: به خاطر دارم یک بار که برادرم سید محمد احمدی به مرخصی آمده بود خاطره ای از جبهه اینگونه برایم نقل می کرد؛ می گفت: در یکی از عملیاتها که با نام (زهرا (س)) شروع شده بود. من در حال مداوا کردن رزمنده ها بودم و باند پیچی می کردم. ناگهان دیدیم یک خواهری در حال باند پیچیدن رزمنده ای است. ناراحت شدم و رفتم به ایشان گفتم: جای شما اینجا نیست خواهرم شما باید در سنگر بمانید. وظیفه ی ما مردها است که به مجروحها برسیم. ایشان در جواب من گفت: مگر ما از شماها چه چیزی کمتر داریم. این عملیات را شما با نام چه کسی آغاز کردید و با یاد و نام چه کسی می جنگید. و من دوباره مشغول شدم به مداوای رزمنده ها که یک مرتبه به خودم آمدم دیدم آن خواهر غیبش زد و نیست.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه