جهاد با نفس
راوی محمد ابوطالب زاده: یک شب دیر وقت به خانه آمدم دیدم رضا روی زمین خوابیده است او را بیدار کردم ، گفتم: بابا چرا روی تشک نمی خوابی گفت: آخر برادران من در سنگر ها روی زمین خوابیده اند . درست نیست که من در خانه روی تشک بخوابم.
راوی محمد ابوطالب زاده: یک شب دیر وقت به خانه آمدم دیدم رضا روی زمین خوابیده است او را بیدار کردم ، گفتم: بابا چرا روی تشک نمی خوابی گفت: آخر برادران من در سنگر ها روی زمین خوابیده اند . درست نیست که من در خانه روی تشک بخوابم.
ثبت دیدگاه