احساس مسؤليت
راوی منیره وارسته عباس زاده: یک بار با یکی از دوستانش به مسافرت رفته بود . در بین راه متوجه شده بود که او با انقلاب رابطه خوبی ندارد. رضا شروع می کند به بحث و استدلال کردن تا ثابت کند که انقلاب بر حق است. وقتی متوجه شده بود که او به هیچ وجه حاضر به قبول این گفته ها نیست. از توان به تنهایی برگشته بود. وقتی آمد گفتم: دوستت کجاست گفت: او با من هم عقیده نبود و ضد انقلاب بود و برای همین من تنهایی برگشتم.
ثبت دیدگاه