شناسه: 258452

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی عذرا اسعدی: بعد از شهادت پسرم محمد هادی خواب دیدم در باغی هستم که درختان میوه ی زیادی در آن باغ بود . و زرد آلو های آن به خاطر رسیده بودن می ریخت . به محمد گفتم اینها را جمع کنم و برای بچه ها ببرم . گفت: آری مادر جمع می کن . این باغ از آن خودم است . و نیز توصیه کرد که مادر اینقدر غصه مرا نخورید و برای من گریه نکنید. من جایم خیلی خیلی خوب است که از خواب بیدار شدم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه