شناسه: 258523

اعتقاد به ولايت

راوی زهرا نیکوفر: زمانی که طاهر می خواست به خواستگاری من بیاید مدام به خواهرش که در شمال بود زنگ می زد و می گفت خواهر بیا. خلاصه من فلانی را انتخاب کردم که خواهرش به او گفته بود ما چه جوری برویم خواستگاری در صورتی که تو آنجا غریبی و آشنایی نداریم احتمالا دخترشان را به ما نمی دهند. اما طاهر اصرار کرد تا این که یک شب همراه حاج آقای رضوی که واسطه شده بود به خانه ی ما آمدند و مرا از پدرم خواستگاری کردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه