حسن برخورد
راوی محمود اسماعیل زاده: یکروز که ما در تشکیلات سپاه در ملک آباد بودیم یک خانمی گزارشی را آوردند که من رفته بودم از پارچه فروشی عاقبتی پارچه بخرم قیمت پارچه را از او پرسیدم بعد گفتم که این پارچه خیلی گران است این پارچه طاغوتی است که نهایتاً صاحب مغازه می گوید : طاغوت درجماران نشسته با توجه به این گزارش که به اطلاعات داده شد و اطلاعات مسئول پی گیری این گونه مسائل بود آقای آزادی و من مامور رسیدگی به این قضیه شدیم من به اتفاق آقای آزادی به مغازه ی پارچه فروشی رفتیم و با صحبت های زیاد وارشاد و راهنمایی و توجیهات آقای آزادی ، صاحب مغازه متوجه اشتباه خود گردید و قضیه با حسن نیت وصحبت ومصالحه تمام شد مدتی از این ماجرا گذشت آقای آزادی به جبهه رفتند پس از مدتی به شهات رسیدند البته چون جنازه نداشتند به جای آن گل و عکس ایشان را تشییع کردیم که خیلی ازمردم شرکت داشتند از جمله همان آقای عاقبتی پارچه فروش ایشان خبر شهادت حسن آزادی را از صدا و سیما شنیده در مراسم شرکت کرده بودند وقتی من ایشان را درصف تشییع کنندگان دیدم برایم غیر منتظره وغیر قابل باور بود اما از آنجا که ایشان تحت تاثیر برخورد شایسته ی شهید آزادی قرار گرفته بودند پس ازگذشت سه سال با شرکت و حضور خود درمراسم تشییع و درمیان مردم انقلابی آمده بودند تا درقبال خون شهید میثاق خود را با مردم و اسلام محکم تر نمایند .
ثبت دیدگاه