شناسه: 259363

نوافل و نماز شب

راوی عباس لامعی: یک شب در خط مقدم بودم. رفتم که از سنگرها یک خبری بگیرم. متوجه شدم که صدای گریه می آید. جلوتر رفتم دیدم که محمدجواد است که در حال راز و نیاز با خدای خود بود. همیشه سعی می کرد که از دید دوستان و دیگر رزمندگان مخفی بماند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه