خواب و رویای دیگران درمورد شهید
در شب سوم شهید محمود صالحی بسیار ناراحت بودم و اشک می ریختم . پیکر او را هم ندیده بودم . ولی دوست داشتم برای آخرین بار چهره او را می دیدم . همان شب خواب دیدم که شهید با لباسهای تمیزی که به تن داشت به خانه ما آمد . گفت : " عفت خانم من آمده ام تا شما مرا ببینید . " او را به داخل خانه دعوت کرم ولی گفت : من در حال مأموریتم و باید بروم .
ثبت دیدگاه